ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
وجود مبارک حضرت امیرمی فرمایند : «کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیر تَحْتَ هَوَیً أَمِیر»،[1] اینکه میگویند جهاد نفس جهاد اکبر است؛ این تشبیه نیست، تمثیل نیست، یک واقعیت است جنگ درونی است بین اندیشه و انگیزه، انسان چه میفهمد که چه کاری انجام میدهد؟ هوس یک چیز میخواهد، شهوت یک چیز میخواهد، غضب یک چیز میخواهد، عقل عملی که امام فرمود: «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجنان»، چیزی دیگر میخواهد. این جنگ هست. حضرت فرمود: «کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیر تَحْتَ هَوَیً أَمِیر»؛ در این مبارزه، این هوس پیروز شد، این عقل را به اسارت آورد؛ از عقل اسیر، از دست و پای ویلچریِ اسیر کاری ساخته نیست، این میشود عالم بیعمل. این میشود عالم بی عمل
پی نوشت :
1.نهج البلاغه(للصبحی صالح)، حکمت211.
مهمترین برنامهٴ قرآن کریم بعد از مسئلهٴ توحید و اسمای حسنای الهی معرّفی خود انسان و دنیا و رابطهٴ انسان و دنیاست زیرا حبّ دنیا رأس کلّ خطیئه است چون مهمترین خطر حبّ دنیاست و اصرار قرآن کریم هم بر معرّفی دنیا و خطر این محبّت باطل است لذا هم با برهان, هم با موعظه, هم با جدال احسن و هم با تمثیل این مطلب را تفهیم میکند در این زمینه دربارهٴ دنیا درآیات متعدد این حقیقت را بیان می کند مثلا در سوره مبارکهٴ «کهف» آیهٴ 45 مَثلی ذکر میکند چنانچه درسورهٴ مبارکهٴ «یونس» هم به همین صورت مَثل جریان دنیا را تبیین فرمود که: ﴿إِنَّمَا مَثَلُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا یَأْکُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ﴾[1] دنیا مثل یک بهار زودگذری است که خزان او را تعقیب میکند و کلّ جریانش پژمرده خواهد شد.
پی نوشت :
1. سوره یونس آیه 25
حضرت امیر علیه السلام در کتاب شریف نهجالبلاغه بیان نورانی دارند که هر جا فقر هست در اثر این است که یک عدّه اهل اتراف و اسراف هستند و یا اینکه اگر کسی فقیر شد در اثر اینکه عدهای به حقّ او تجاوز کردند این معارف و کلمات حکیمانه در کلمه قصار شماره 328 به این صورت آمده که «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِیرٌ إِلاَّ بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِیٌّ» همچنین در کتاب صوتالعداله و امثال ذلک هست که فرمود هر جا ثروتی هست در کنارش حقّی تضییع شده است و هیچ کسی گرسنه نشد مگر در اثر اسراف و اتراف سرمایهدار, سرمایهدار حقّ فقیر را دارد میدهد نه اینکه از مال خودش پرداخت می کند. در روایات زکات اگر ملاحظه بفرمایید میبینید که خداوند متعال فرمود فقرا را شریک اموال اغنیا قرار دادم نه اینکه غنی فقط از مال خودش پرداخت کند. توجه به فقرا را از مولایمان علی یاد بگیریم.
پی نوشت :
نهج البلاغه کلمه قصار 328
عدهای میآمدند محضر پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به حضرت عرض میکردند که مجلس شما بسیار شیرین است وقتی از مجلس شما بیرون رفتیم آن حلاوت را نداریم حضرت فرمود: «إستعن بیمینک»[1] چرا به من میگویی به دستت بگو اینجا که آمدی با لوازمالتحریر بیا آنچه شنیدی یادداشت بکن, دفتر علمی داشته باش وقتی شب رفتی منزل دفتر علمی را ورق بزن هر وقت هم فراغت پیدا کرد این کلمات را نگاه کن لذّت ببر فرمود: «إستعن بیمینک» مرحوم مجلسی(رضوان الله علیه) این را در باب علم بحارالأنوار نقل کرد خب یک وقت است کسی این نصیحت را نمیشنود لوازمالتحریر دارد, وقت دارد, فراغت هم دارد, دارد جدول حل میکند این کارِ علمی نیست این اتلاف وقت است چه چیزی در میآید از حلّ این جدول؟
پی نوشت :
1.بحارالأنوار, ج2, ص152.