سوال : منافقین جزء کفار محسوب میشوند یا مومنین؟
جواب : خداوند متعال در سوره آل عمران 167 می فرماید : هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلاِْیمَانِ [1] که یعنی در روز قیامت منافقین به کفر نزدیک تر هستند و به ایمان دورتر چون انسان منافق ظاهرش ظاهر اسلام است و باطنش باطن کفر و نفاق و از منظر اسلام اصل باطن است و ظاهر فرع بر باطن قرار می گیرد لذا تمام اندیشه و اندگیزه منافقین در راستایی باطنی است که آن باطن کفر است لذا خدای متعال می فرماید منافقین به کفر نزدیک تر هستند بنا براین اصل هر انسان قلب و باطن اوست وقتی قلب سیاه و تاریک شد و به سمت نفاق حرکت کرد در روز قیامت هم این قلب به سمت کفر حرکت می کند نه ایمان و روشنی دل.
پی نوشت :
1. سوره آل عمران آیه 167
خدای متعال در وصف منافقون در آیه سوم همین سوره می فرماید : فَطُبِعَ عَلی قُلُوبِهِم که یعنی خداوند بر قلب منافقان مهر می زند کنایه از اینکه قلب منافقان که جای خشیت از خداوند است و حرم امن خدای متعال است بسته میشود .
بسته شدن قلب یعنی خداوند توفیقش را از ما بر می دارد و ما را به حال خودمان رها می میکند مثلا گاهی انسان می خواهد کاری را انجام دهد زمین و زمان جن و ملک همه همراهیش می کنند تا به انجام برسد اما گاهی خداوند این همراهی را از ما بر می دارد
این درب توفیقات الهی قانونش در ابتدا سوره فاطر آمده است که فرمود :
هر رحمتی را که خداوند برای مردم بگشاید هرگز آن را بازدارنده ای نیست ، و هر چه را بازدارد هرگز آن را پس از او گشاینده ای نباشد ، و اوست مقتدر غالب و حکیم.
خدای متعال می فرماید ما کسی را گمراه نمیکنیم قلب کسی را هم سیاه نمیکنیم. اگر کسی مؤمن باشد توفیق میدهیم:؛ دری را که خدا بر اساس رحمت باز کند کسی نمیتواند ببندد؛ اما وقتی دیدیم عدهای بیلیاقت هستند و مرتّب علیه دین تلاش و کوشش میکنند، این درِ رحمت را به روی اینها میبندیم. ما کاری با او نداریم چیزی هم به او نمیدهیم، او را به حال خودش رها میکنیم، آن وقت است که او سقوط میکند. این دعای شریف وَ لَا تَکِلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَدا»، همین است

سوال : خداوند در سوره منافقون می فرماید لاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاّ قَلِیلاً [1]که یعنی منافقان خداوند را یاد می کنند اما کم در حالی که کسی که منافق است اصلا خداوند را قبول ندارد که او را یاد کند؟
جواب : معصومین ما در روایات به ما گفته اند که حتی منافقان هم به یاد خداوند هستند اما در مجالس[2] اما مسئله اصلی این هست که عبادت این دسته فقط برای دنیا است و دنیا هم متاعش قلیل است لاَ یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاّ قَلِیلاً لذا کسی که دینش فقط در محدوده دنیای خودش است نه بیشتر دیانتش کم است لذا بر اساس دیانت کم ذکر و یادشان هم کم است
پی نوشت :
1.سوره نساء، آیه145
2.لکافی(ط ـ الإسلامیة)، ج2، ص501.

یک جمله معروفی وجود دارد که می گوید کلام الامام امام الکلام که یعنی سخن یک شخص عظیم عظمت شخنش به اندازه عظمت همان شخص است لذا همانطوری امام و پشوای ما وقتی کلامی را می گوید سخن او هم امام و پشوای سایر کلام است امام نکته اصلی در سخنان اهل بیت تعمق و فهم عمیق و دقیق این بیانان نورانی است که باعث فهم عمیق و دقیق ما از دین میشود چرا که فرمود إِنَّ حَدِیثَ آلِ مُحَمَّدٍ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ [1] که این کلام به ما میفهماند اگر میخواهید کلام اهل بیت را خوب بفهمید باید خوب به آن فکر کنید
یک مثال :
در روایتی امام صادق علیه السلام می فرمایند[2] :
النَّظْرَةُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیس
یعنی نگاه به نامحرم تیری هست از تیرهای شیطان که به ما میزند برای فهم این روایات ما باید میدان جنگ را تصور که چطور دو گروه در میدان جنگ پیکار میکنند چگونه یک قوم با دشمنش پیکار و قتال میکند چگونه شمشیر می کشد تیر میزند شیطان هم در دنیا با استفاده از نگاه حرام ما به نامحرم قلب ما را هدف قرار می دهد اما نکته اصلی که با تعمق فهمیده میشود این است که درست است که نگاه حرام به نامحرم یک نوع تیر هست که ازچله کمان شیطان به سمت ما شکلیک میشود اما هر گناهی که ما انجام میدهیم خودش به نوعی تیر دیگری است. مثلا «الاختلاس سهم من سهام ابلیس»، «الغیبة سهم من سهام ابلیس» و سایر گناهان. ما باید مراقب تیزهای که خودمان از کمان ابلیس به قلب خودمان شلیک میکنیم باشیم.
پی نوشت :
1. اصول کافی جلد اول کتاب الحجه باب فیما جاء ان حدیثهم صعب مستصعب
2.من لا یحضره الفقیه، ج4، ص18.