اینجا سبقت مجاز است!

اینجا سبقت مجاز است!

نوشته جات یک دانشجوی حقوق
اینجا سبقت مجاز است!

اینجا سبقت مجاز است!

نوشته جات یک دانشجوی حقوق

یاداشت دویست چهارم : رودخانه پر آب

Image result for ‫رودخانه‬‎

حقیقت انفاق در بیان نورانی امام جواد علیه السلام

خداوند متعال در قرآن کریم فرمود آنچه را که شما در راه خدا انفاق می‌کنید: ﴿فَهُوَ یُخْلِفُهُ﴾ [1]خداوند جایش را پر می کند ،مثل درس و تدریسی  که برای رضای خدا  انجام می‌دهید، این زحمت و تلاش و کوششی که می‌کنید، این مقدار نیرو مصرف می‌کنید  خداوند جایش را پر می کند. خدای متعال جانشین این نیرو را نیروی برتر، جانشین این علم را علم بالاتر عطا می‌کند. . این مسئله جانشینی یک اصل کلّی است. ﴿مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْهَ ﴿مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها﴾ 

بیان نورانی امام جواد(سلام الله علیه) این است که اگر کسی در راه خدا به جامعه اسلامی خدمتی  بکند،  در اینجا ﴿فَهُوَ یُخْلِفُهُ﴾، معنایش این نیست که بعدا خدا عوضش را می‌فرستد.  مثلاً الآن اگر بارانی بیاید، در یکی از این باغ‌ها قلوه‌سنگی  چند سانتی فرو برود روی زمین، اگر کسی این سنگ را از اینجا بردارد این جایش خالی است.باید مدت‌ها باران بیاید تا کم‌کم این تسطیع بشود و جاش پر بشود؛ اما اگر یک سطل آب از رودخانه بردارد، همان لحظه جایش پر می‌شود. امام جواد می‌فرماید کار خدا این گونه است؛ منتها حالا دیر به شما می‌رسد یا شما دیر پیدا می‌کنید. «مَنْ أَیْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِیَّةِ»،[2]

پی نوشت :

1.سوره نمل، آیه89؛ سوره قصص، آیه84.

2.الأمالی( للصدوق)، النص، ص447.


یاداشت دویست سوم : گاهی انسان پیروز میشود

Image result for ‫فتح مکه‬‎


گاهی انسان با شمشیر می‌جنگد و پیروز هم می‌شود،اما گاهی نه، به امر غیبی پیروز میشود. 

در جریان فتح مکه که مجبور شدند اسلحه ها را کنار بگذارند اباسفیان منحوس حرکت می‌کرد و مدام می‌گفت: «لَیْتَ شِعْرِی بِأَیّ شَیْءٍ غَلَبْتنِی»[1] همین طور راه می‌رفت و با خودش حرف می‌زد که چه طور شد که اینها پیروز شدند؟ با خودش می گفت ما با شمشیر می‌جنگیدیم اینها با چوب‌دستی! ما سوار داشتیم با شتر بودیم با اسب بودیم، اینها پیاده! ما به لشکریانمان کباب شتر می‌دادیم، اینها خرما می‌دادند! ما مسلّح بودیم، اینها اصلا سلاح نداشتند! مخصوصاً در جنگ بدر و امثال آن. 

در جریان فتح مکه هم همین طور بود، میگفت: «لَیْتَ شِعْرِی بِأَیّ شَیْءٍ غَلَبْتنِی»؛ چگونه شد که اینها پیروز شدند؟ وجود مبارک حضرت از پشت سر رسید دست روی شانه نحس اباسفیان گذاشت فرمود: «بِاَللهِ غَلَبْتُک»، شما قدرت‌های الهی را حساب نکردی. ما که به جهت نظامی پیروز نشدیم. این یعنی ﴿أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ﴾. یک وقت است انسان پیروز می‌شود می‌کُشد کشته می‌شود شهید می‌شود، عده‌ای را اسیر می‌گیرد می‌کُشد، این به حسب ظاهر با شمشیر است.اما یک وقت است قدرت و پیروزی از سمت خداست.

پی نوشت :

1.السیرة الحلبیة، ج3 ص55؛ الروض الانف الوکیل، ج7،  ص135؛ «قَالَ: فَتَابُوا بَعْدُ وَ حَسُنَ إسْلَامُهُمْ وَ رُوِینَا بإسناد متّصل عن عبد الله ابن أَبِی بَکْرٍ قَالَ: خَرَجَ النّبِیّ- صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ- عَلَی أَبِی سُفْیَانَ، وَ هُوَ فِی الْمَسْجِدِ فَلَمّا نَظَرَ إلَیْهِ أَبُو سُفْیَانَ قَالَ فِی نَفْسِهِ لَیْتَ شِعْرِی بِأَیّ شَیْءٍ غَلَبْتنِی، فَأَقْبَلَ النّبِیّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حَتّی ضَرَبَ بِیَدِهِ بَیْنَ کَتِفَیْهِ وَ قَالَ: بِاَللهِ غَلَبْتُک یَا أَبَا سُفْیَانَ فَقَالَ أَبُو سُفْیَانَ أَشْهَدُ أَنّک رَسُولُ اللهِ».

یاداشت دویست دوم : نفاق

Image result for ‫نفاق‬‎


سوال : سوره منافقون چرا در مدینه نازل شد؟

جواب :سوره‌ای  «منافقون» در مدینه نازل شد، رازش این بود که در مکه یا نفاقی نبود یا بسیار اندک بود. نفاق این است که قدرتی باشد و انسان برای بهره‌برداری از آن قدرت، به آن قدرت نزدیک بشود و خود را به صاحبان آن مکتب منسوب بداند و واقع نباشد. در مکه یک چنین چیزی  کم بود، مگر آنها که پیش‌بینی می‌کردند یا خبر داشتند؛ لذا خود را به اسلام منسوب نمی‌کردند. در مدینه وقتی وجود مبارک حضرت نزول کردند حکومتی تشکیل دادند قدرتی پیدا کردند، همان‌ها که در مکه با دین مخالف بودند، همفکرانشان در مدینه یا در مدینه بودند یا به مدینه آمدند، خود را به اسلام نزدیک می‌کردند، در حالی که معتقد نبودند. منافع خودشان را در قُرب به اسلام می‌دانستند از نظر لسان و زبان. این سوره مبارکه اوضاع اینها را خوب تشریح کرد. از درون اینها خبر داد، از قیافه‌های ظاهری اینها خبر داد، از کیفیت حرف زدن اینها خبر داد، از نیت‌های باطل اینها هم خبر داد.

یاداشت دویست یکم : فاصله از کجا تا به کجا

Image result for ‫فاصله خورشید تا زمین‬‎ 

وجود مبارک پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التّحیة و الثّناء)  فرمودند شما زمینی بودید ما شما را آسمانی کردیم 

 مرحوم مفید درکتاب  امالی‌ نقل می‌کند که در یکی از غزوات، سفرها، هنگام ظهر دیدند وجود مبارک پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مرتّب آسمان را نگاه می‌کند. عرض کردند یا رسول الله چه خبر است؟ فرمود: «کُنَّا مَرَّةً رُعَاةَ الْإِبِلِ‏ فَصِرْنَا الْیَوْمَ رُعَاةَ الشَّمْس‏»؛[1] ما عرب‌ها قبلاً شتربان بودیم منتظر بودیم که شتر چه موقع می‌آید؟ چه موقع شیر می‌خورد؟ چه موقع شیر می‌دهد؟ چه موقع علف می‌خورد؟ چه موقع می‌خوابد؟ چه موقع بیدار می‌شود؟ «کُنَّا مَرَّةً رُعَاةَ الْإِبِلِ‏ فَصِرْنَا الْیَوْمَ رُعَاةَ الشَّمْس‏»؛ الآن ما شمس‌بان هستیم نه شتربان. الآن به جایی رسیدیم که هنگام ظهر آسمان را نگاه می‌کنیم که چه وقت آفتاب از دایره نصف النهار می‌گذرد وقت نماز ظهر می‌رسد که با مولایمان گفتگو کنیم ما از زمین به آسمان رفتیم. 

این انقلاب اسلامی به برکت خون‌های پاک شهدا و رهبری امام(رضوان الله علیه) ما را از زمین به آسمان برده است.

پی نوشت :

1. الأمالی(للمفید)، النص، ص136.