
در داستان کربلا اتفاقات و رخداد های عجیبی وجود دارد که همه در درون خود درس و تجربه های گران سنگی را برای شیعیان به همراه دارد
یکی از این اتفاقات وجود نخبگان بی بصیرت در داستان کربلا است یکی از این افراد عمر بن سعد است شخصی که از سران و ثروتمندان کوفه است اما فرد ارزشی نیست چرا که جامعه کوفه هم جامعه ارزشی نیست که ارزش های دینی در آن مهم باشد و افراد تصمیمات مهم زندگی خود را بر اساس ارزش های دینی انتخاب نمایند لذا وقتی حسین علیه السلام در یک کفه ترازو و حکومت ری در یک کفه ترازو قرار می گیرد در نگاه دنیوی او حکومت ری میچربد اینکه ارزش های دینی در جامعه اسلامی ابتداء کمرنگ نشود و دشمن نتواند ضد ارزش ها را در جامعه ارزش بکند یکی ازمسائل بزرگی است که باید در شرایط امروزی به آن توجه شده و این نکته از تجربیات داستان کربلا برای جامعه اسلامی است.

در مورد اهمیت کار و زحمت کشیدن در جامعه و اینکه مسلمانان نباید بیکار و تنبل باشند صحبت و گفتار زیاد هست در واقع در مورد بعضی مسائل باید گفت که عقل سلیم هر فردی به راحتی جواب بعضی سوالات را می دهد و گره کوری نیست که دین بخواهد جواب بدهد از اهمیت کار و تلاش در جامعه اسلامی همین بس که پیامبر بزرگواروان موقعی که جوان بی کاری را دیدیند فرمودند از چشم من افتاد اما در مورد تمام این سفارشات گفتاری و عملی حدیثی از رسول خدا توجه حقیر را جلب کرد
پیامبر بزرگوار اسلام در کتاب شریف بحار الانوار می فرمایند :
کسی که با دسترنج خود از حلال الهی استفاده نماید، درهای بهشت بر او باز میشود، تا از هر دری که مایل است وارد شود[1]
این مسئله جای تعجب دارد که چگونه می شود هر کسی که کار دارد و بی کار نیست و علاوه بر داشتن کار پی روزی حلال هم هست بهشت به روی او باز است به صورتی که از هر دری که دلش بخواهد وارد میشود علت این مسئله چیست ؟
جواب سوال مشخص است چرا که کسی وقتی به دنبال روزی حلال است قطعا با زحمت روزی خود را به دست می آورد و یا حداقل به راحتی میلیونر نمی شود چون دچار ربا نمی شود دچار گران فروشی نمی شود لذا قدر پول را میداند لذا اسراف و تبذیر نمی کند وقتی با توکل روزی خود را به دست آورد می داند که روزی دهنده کس دیگری است لذا قدر محرومان و مستضعفین را می داند لذا اهل خمس زکات است و از همه مهمتر وقتی کسی با زحمت و مشقت روزی حلال به دست می آورد دیگر از دسترنج دیگران سوء استفاده نمی کند اهل دزدی و اختلاص نمی شود لذاست که تمامی درب های بهش روی او باز است.
پی نوشت :
1.بحارالانوار، ج103، ص 10.

یکی از مسائلی که در قرآن کریم و به طوری کلی دین در دین سلام توجه خاصی به آن شده است احترام به پدر و مادر است که مسئله کوچکی هم نیست
قرآن کریم مکررا احترام به والدین را گوشزد می کند که ای مومنان از پدر ومادر خود غافل نشوید
اهمیت و جایگاه احترام به والدین در اسلام به قدری بالا هست که خداوند متعال در سوره مبارکه لقمان بعد از مسئله عبادت خودش توسط بندگان مسئله احترام بندگان نسبت به والدینشان را مطرح می کند

خدای متعال در قرآن کریمش یک وعده و یک وعید به مومنان و منافقان می دهد خدای متعال در سورهٴ «توبه»؛ و در سورهٴ «صف» با یک تفاوت کوتاهی می فرماید که ﴿یریدون لیطئفوا نور الله بأفواههم و الله متّم نوره و لو کره الکافرون﴾ یا ﴿یریدون أن یطفئوا نور الله بأفواههم و بأبی الله إلاّ أن یتّم نوره﴾ که ترجمه آن چنین است : آنها میخواهند با دهان جلوی نور را بگیرند. مگر انسان با فوت کردن میتواند جلوی نور شمس رابگیرد!
خدای متعال به مومنان می فرماید این کافران خیال کردند که این نور مثل یک نار کبریت هست که با فوت خاموش میشود، اینچنین نیست. این یک وعدهٴ آرامشبخشی است که خدای سبحان به مؤمنین داده است.