ارتباط خدای متعال با پیامبرانش به دو قسم تقسیم می شود : گاهی وحی علمی تقسیم میشود و گاهی به وحی عملی؛
1. وحی علمی همان مطالب علمی, علم غیب, احکام و شریعت است که برای انبیا یا امور غیبیه را برای همه از انبیا و معصومین بازگو میکند که اینها امور علمی است.
2. بعضی از وحیها مربوط به امور عملی است؛ یعنی ذات اقدس الهی در قلب یک انسان مؤمن یا ولیّای یا پیغمبری(علیه السلام) آن تصمیم و آن عزم و اراده را القا میکند که اینچنین تصمیم بگیر, اینچنین کار بکن و جمع اینها را نیز محتمل است. پس وحی یا علمی است یا عملی؛ یا وحی علم است یا وحی فعل; وحی علم مثل اینکه به وجود مبارک پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) وحی میفرستد که در جریان طوفان قصّه از این قبیل بود, جریان زکریا این بود, جریان ابراهیم این بود, جریان اسحاق و یعقوب این بود، اینها وحیهای علمی است، علومی را که خدای «علیِّ حکیم» به پیامبرش افاضه میکند که ﴿عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً﴾[1] و مانند آن.
وحی عملی آن است که ذات اقدس الهی در قلب ولیّای از اولیای الهی ،حالا یا نبیّ است یا امام است یا ولیّای از اولیای الهی است، این معنا را القا میکند که این کار را بکن! نظیر آنچه به قلب مادر موسی وحی فرستاد ﴿وَ أَوْحَیْنا إِلی أُمِّ مُوسی﴾ که ﴿أَنْ أَرْضِعیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقیهِ فِی الْیَمِّ﴾؛[2] ما این تصمیم را در قلب او القا کردیم؛ این وحی, وحی فعل است که زیرمجموعه آیه دیگر است که فرمود: ﴿وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ﴾،[3] درباره بسیاری از انبیا میفرماید ما نحوه تصمیم را در قلب اینها القا کردیم و آنچه در جریان امّ موسی(سلام الله علیهما) مطرح شد، نموداری از آن اصل کلّیِ ﴿وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ﴾ است, پس گاهی ذات اقدس الهی یک مطلب علمی را در عقل نظر, یعنی بخش مربوط به علم القا میکند و گاهی یک مطلب عملی را به نام تصمیم و عزم در قلب ولیّای القا میکند
پی نوشت :

یکی از معانی حق در ادبیات دینی آن هست که آن شی در راستای مشخص ویک امر جهت دار باشد نه بیخودی و لغو مثلا خدای متعال در قرآن کریم می فرماید زمین و آسمان و هرچه میان آن هست به حق هست خب این حق چیست؟
راستای مشخص و دقیق خلقت عالم یک مسئله جهت دار هست و آن این است که تمام این عالم با تمام بزرگی هایش یک آیه و نشانه ایست بر قدرت لایزال عالم آفرین
بنابراین وقتی قرآن کریم می گوید خلقت آسمان و زمین حق هست یعنی نشانه ایست بر وجود و قدرت خداوند متعال پس او را عبادت و ستایش کنید بخاطر همین است که می گویند چشم عالم بین هیچ وقت دست از تسبیح خدای متعال بر نمی دارد.
امام حسن عسگری علیه السلام در حدیثی می فرمایند که :إِنَّ الْوُصُولَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا یُدْرَکُ إِلَّا بِامْتِطَاء اللَّیْلِ [1] بیان این حدیث شریف این هست که همه ما می دانیم بهشتی هست جهنمی هست همه قرب خدای متعال را میفهمیم ولی راه رسیدن به این نعمت ها را نمی دانیم امام بزرگوار ما راه رسیدن را به ما یاد می دهد ایشان می فرمایید بهترین مرکب نماز شب هست راه وصول به خدای متعال عشق بازی با خدای متعال در اواخر شبی هست که همه مشغول استراحت هستند و تو با خدای متعال خود نجوا می کنی
پی نوشت :
1. بحارالانوار، ج75 ، ص380.
نظام جاهلی بر پایه وهم و خیال استوار است و از نظر اندیشه هم با شهوت و غضب درگیر بود از نظر انگیزه هم نظام، نظام جاهلی است.
هر نظامی که بر اساس علم حرکت نکند و در مسیر عقل طی طریق نداشته باشد، این نظام، نظام جاهلی است. دین مقدس اسلام آمده تا این نظام جاهلی را دگرگون کند ، اسلام علم را به جای وهم و خیال و مظنّه گذاشت و عقل و عدل را به جای هویٰ گذاشت شریفه ﴿إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَی الْأَنْفُسُ﴾، همین مطلب را می فرمایید.