
مرحوم علامه طباطبایی یک مثال زیبایی در مورد قسم های قرآنی دارند ایشان می فرمایند که قَسم های قرآنی که خدای سبحان سوگند یاد میکند، نظیر قَسم بشر در محاکم نیست که مدّعی، بیّنه اقامه میکند و منکر سوگند؛ لذا قَسم در قرآن کریم که خدای سبحان سوگند یاد میکند، به خود بیّنه است نه در قبال بیّنه. مثلا یک وقت است انسان در یک فضای تاریکی به دیگری خبر میدهد که شب تمام شد و روز فرا رسید؛ چون دلیلی ندارد، سوگند یاد میکند؛ به فلان شیء سوگند که الآن روز است. یک وقت یک نابینا در کنار یک بینا هست؛ یا یک کسی در یک اتاق تاریک است و دیگری به او خبر میدهد که الآن روز است و سوگند یاد میکند، میگوید به این آفتاب قَسم که الآن روز است؛ این به خود دلیل، قَسم خورد، نه در قبال دلیل! سوگندهای ذات اقدس الهی در مقابل دلیل نیست، بلکه به خود دلیل است. وقتی به قرآن سوگند یاد میکند که منشأ حکمت است، منشأ ذکر است، منشأ مجد است، معلوم میشود جامعه اگر بخواهد به حکمت برسد، به یاد حق برسد، به مجد و شکوه برسد، باید قرآنی فکر کند و قرآنی عمل کند

عدالت اجتماعی یکی از انواع عدالت است که منظور از آن تخصیص «منصفانه ی» منابع در یک جامعه است. به این معنا قانون باید به سطح قابل قبولی از عدالت واقعی و رسمی دست یابد و باید توزیع منصفانهٔ منابع و برابر فرصتها را تضمین کند.
نگاه دین مبین اسلام به عدالت با مکاتب بشری متفاوت است.
اهمیّت عدالت در اسلام از آنجا سرچشمه میگیرد که بنابر آموزههای اسلامی، خداوند، عادل است و همه افعال الهی عین دادگری و عدالت اند و ستم و افراط و تفریط بدانها راه ندارد. عدل در تشیعاهمیّتی ویژه دارد؛ چونان که از اصول دین و مذهب به شمار میآید. قرآن کریم، برای بعثت پیامبران و نزول کتب آسمانی از دو هدف یاد میکند: برقرار ساختن عدالت میان انسانها و تأمین سعادتدنیوی و اخروی آنان و دیگر هدایت انسانها از تاریکیهای شرک و کفر به سوی نور توحید و بندگی خدا بوده است
یکی از موارد رعایت شده عدالت اجماعی در اسلام تعیین مجازات کم تر برای بندگان نسبت به انسان های حر و آزاد هست

جوان انقلابی باید در دستش سلاح باشد گاهی سلاح اسلحه های مرسوم است مثل کلاشینکوف و .... گاهی سلاح غیر مرسوم است اما جنبه سلاح بودن خودش را دارد چرا که در جنگ با هر چیز که بشود از خود دفاع کرد نوعی اسلحه محسوب می شود مثلا قلمی که در دست اساتید و دانشجویان هست یا ابزاری که در دست کارگران انقلابی است یا بیلی که در دست کشاورزان هست و حتی چوب دستی چوپانان کشور همه اسلحه ای است که دشمن از آن ترس دارد مهم این است که دست های ما خالی نباشد مهم این است که در این جنگ سلاح تو چیست؟ فهم این نکته خالی از منفعت نیست که بدانیم زمانی اصحاب مولایمان علی هیچ سلاحی مگر زبانشان در دست نداشتند؟
آیا کسی می تواند خدا را با چشم ببیند؟
اگر کسی از علم حصولی گذشت و به مقام شهود رسید فیض خدا و نورِ ﴿نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض﴾[1] را میبیند. میبینید که لطایف قرآن چگونه در سوره مبارکه «نور» بیان شده! فرمود: ﴿اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِه﴾, نه «مَثَلُهُ» ما دو تا نور داریم: یکی خود خداست که ﴿اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض﴾ است; یکی نور این نور, مَثَل این نور ﴿کَمِشْکاةٍ فیها﴾؛ آن وقت مراحل جداگانه دارد.
آن نور ﴿فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَع﴾[2] است, آن نور در مسجد است, در حرم اهل بیت است: ﴿فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَع﴾؛ هر کس بخواهد به مقام شهود برسد با این نور رابطه دارد که نورِ نور خداست و عالیترین مقام انسان هم همان کمال انقطاع است که در مناجات مبارکه شعبانیه است: «هَبْ لِی کَمَالَ الِانْقِطَاعِ».[3]
پی نوشت :
1.سوره نور، آیه35.
2. سوره نور، آیه36.
3. الإقبال بالأعمال الحسنة(ط ـ الحدیثة)، ج3، ص299.