اینجا سبقت مجاز است!

اینجا سبقت مجاز است!

نوشته جات یک دانشجوی حقوق
اینجا سبقت مجاز است!

اینجا سبقت مجاز است!

نوشته جات یک دانشجوی حقوق

یاداشت صدو نود دوم : من باید بالای مجلس بنشینم

Image result for ‫غرور‬‎

قرآن کریم به ما می گوید شما مختال نباشید یعنی شما  هدف خیالی نداشته باشید ویا  اینکه هدف وهمی نداشته باشید مثلا نگویید که من باید بالا بنشینم،یا باید  نام  مرا اوّل ببرند، یا این لقب را برای من باید ذکر بکنند، چون آدم مختال هدف خیالی دارد ﴿إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ،[1] «مختال»؛ یعنی کسی خیال‌ زده است  کسی که با خیال دارد کار می‌کند؛ مثلا می گوید من باید برنده بشوم، من باید اسمم اوّل باشد! هدف انسان مختال در همین  حد است.

در بیان نورانی امام سجاد در صحیفه نورانی حضرت(سلام الله علیه) در اوّلین دعای دارد که فرمود  خدایا اگر ما را راهنمایی نمی‌کردی ما نعمت‌هایت را صرف  می‌کردیم و تو را حمد نمی‌کردیم، این جامعه: «لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِیَّةِ إِلَی حَدِّ الْبَهِیمِیَّةِ»،[2] یعنی از امام سجاد(سلام الله علیه) وقتی سؤال بکنی «الانسان ما  هو؟». می‌فرماید: «حیوان ناطق حامد». اگر حامد نباشد فقط جانوری است حرف می‌زند. فرمود اگر ما تو را حمد نکنیم انسان نیستیم. این همین اوّلین دعای نورانی امام سجاد است. 

نکته اینجاست که ما زمانی مختال میشویم که در برنامه ریزی هایمان مسئله ای به نام رضایت خداوند را لحاظ نمی کنیم 


پی نوشت :


1.سوره لقمان، آیه18.

2. صحیفه سجادیه، دعای اول.

یاداشت صدو نود یکم : قلب ما بیناست یا اعمی؟

Image result for ‫نابينايي‬‎


خدای متعال در سورهٴ حج آیهٴ 46 می فرماید:‌ *«أ فلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها او ءاذان یسمعون بها فانها لا تعمی الابصار و لکن تعمی القلوب التی فی الصدور»* که یعنی کسانی  که هنوز به راه نیافتادند به خاطر این نیست که چشم هایشان نمی‌بیند، بلکه دل هایشان نمی‌بیند. 

مثلا قوم ثمود باطنشان نابینا بود نه اینکه ظاهرشان نابینا باشد

از این داستان های قرآنی معلوم می‌شود هدایت نور باطن است و ضلالت کوری باطن و اگر خدای متعال در سورهٴ بقره جریان گناه کتمان کننده شهادت را به دل نسبت می‌دهد ومی‌ فرماید اگر شاهدی در محکمهٴ عدل حضور پیدا نکرد و شهادتش را کتمان کرد در واقع  قلب او معصیت می‌کند اگر قلب بینا باشد اطاعت می‌کند، و اگر نابینا باشد معصیت می‌کند. «و من یکتمها فَإنّه آثمٌ قلبُه»*﴿1﴾؛ کسی که شهادت حق را در محکمهٴ‌ عدل کتمان می‌کند،‌ قلبش معصیت می‌کند. معلوم می‌شود قلب گناه می‌کند. دست و پا و اعضاء و جوارح همه ابزارند. قلبی که بینا نباشد گناه می‌کند،‌ قلبی که بینا باشد اطاعت می‌کند.

پی نوشت :

1.سورهٔ بقره، آیه 283

یاداشت صدو نود: هدف درخت شدن است یا میوه دادن؟

Image result for ‫میوه درخت‬‎


خدای سبحان می فرماید :‌ هدف خلقت عبادت است،‌ خب یعنیخداوند میفرماید فقط  یکبار مرا عبادت کنید؟ یعنی من جن و انس را آفریده‌ام که هر کدام به نوبهٴ‌ خود یکبار مرا عبادت کنند! که اگر کسی یک بار نماز خواند،‌ بگوییم به هدف خلقت رسیده‌ است. یا نه خلقت برای عبادت است . یعنی مادامی که خلقت هست، عبادت هست؟. اینکه فرمود: *«ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون»*﴿1﴾ یعنی خلقت برای عبادت است. و خلقت هر لحظه است. اینطور نیست که خدای سبحان ما را خلق کرده باشد و دیگر بقاءً کاری به ما نداشته باشد. هر لحظه فیض خالقیت خدا می‌رسد و هر لحظه این فیض خالقیت را مخلوقها دریافت می‌کنند هر لحظه هم باید عبادت کنند.

چرا در زیارت آل یس که جزء‌ بهترین زیارتهای ماست در پیشگاه حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) عرض می‌کنیم: بر تمام شئون زندگی تو سلام. در آن زیارت آل یس می‌گوییم وقتی می‌نشینی، سلام بر تو. پا می‌شوی، سلام بر تو. می‌خوابی سلام بر تو . نماز می‌خوانی سلام بر تو. حرف می‌زنی سلام بر تو.
السلام علیک حین تقوم، السلام علیک حین تقعد
السلام علیک حین تقرء و تبین...
السلام علیک حین ترکع و تسجد
السلام علیک فی آناء لیلک و اطراف نهارک﴿2﴾
آن کسی که می‌گوید *«ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین»*﴿3﴾ در برابر انسان اینچنین ما هم عرض ادب می‌کنیم،‌ می‌گوییم بر تک تک شئون زندگی تو سلام. چرا چون اینچنین نیست که قیامت برای خدا نباشد، قعودت برای خدا باشد او بالعکس . اینچنین نیست که رکوع و سجودت برای خدا باشد خوابیدن و غذا خوردنت برای خدا نباشد. اینچنین نیست . این زیارت آل یس به ما می‌آموزاند که یک موحد چگونه زندگی می‌کند و در برابر او چگونه باید عرض ادب کرد. 


پس اگر کسی آشنا شد که هدف خلقت عبادت است، می‌گوید مادامی که خلقت هست باید عبادت باشد. چون عبادت مستمراً‌ همراه خلقت است که اگر یک وقتی عبادت از یک مرحله‌ای از مراحل انسانی قطع بشود،‌ همان وقت است که این درخت در بین راه پوسیده . این هسته‌ای که بخواهد بارور بشود، در همهٴ‌ شئون باید در شجریت حرکت کند تا نخل بشود. و اگر یک وقت در بین راه بخشکد آب به او نرسد،‌ این از هدف مانده است. نباید بگوید من یکبار عبادت کردم. خب پس از اینکه فرمود:‌ *«و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»*﴿4﴾‌ روشن می‌شود که عبادت هدف خلقت مخلوق است و نه خالق و حدوث عبادت به حدوث خلقت مرتبط است و بقای عبادت به بقای خلقت مرتبط است که کل لحظه خلقت هست و کل لحظه هم هدف دارد و آن عبادت است. 

اما عبادت کردن هدف نهایی انسان است؟ انسان همین که عبادت کرد،‌ کافی است یا تازه عبادت هم هدف نیمه راه است؟ عبادت را برای چیزی دیگر انجام می‌دهند. هستهٴ درخت خرما هدفش درخت خرما شدن است یا هدفش آن است که درخت خرما بشود که میوه بدهد؟ پس درخت خرما شدن اگرچه هدف هسته است،‌ اما هدف نهایی نیست. هدف متوسط است. انسان که عبادت می‌کند، برای اینکه عابد بشود،‌ یا برای اینکه یقین پیدا کند؟‌ در سورهٴ حجر فرمود:‌ *«و اعبد ربک حتی یأتیک الیقین»*﴿5﴾ در پایان سورهٴ حجر. فرمود: *«و اعبد ربک حتی یأتیک الیقین»*﴿6﴾ این *«و أعبد ربک حتی یأتیک الیقین»*﴿7﴾ یعنی اگر خواستی یقین پیدا کنی راهش عبادت است. انسان تا به یقین نرسد در معرض زوال و دگرگونی است . اما وقتی به یقین رسید، می‌آرمد.
پی نوشت :
1 سورهٔ ذاریات، آیهٔ 56.
2 مفاتیح الجنان، زیارت آل یس
3 سورهٔ انعام، آیهٔ 162.
4 سورهٔ حجر، آیهٔ 99.
5 سورهٔ حجر، آیهٔ 99.
6 سورهٔ حجر، آیهٔ 99

یاداشت صدو هشتاد نهم : توفیق عبادت

Image result for ‫نعمت های خداوند‬‎

در  مسئله عبادت  تا از ناحیه خدای سبحان فیضی نصیب انسان نشود انسان توان عبادت را پیدا نمی کند اگرچه قران کریم اصل کلی را به این صورت بیان کرد که *«ما بکم من نعمة فمن الله »*(1) در سوره نحل فرمود: هر نعمتی که دارید از آن خداست اما  اینطور نیست که شما با استحقاق خود چیزی را کسب کرده باشید .

این طور نیست که بعضی از نعمتها اختیاری باشد و بعضی از نعمتها کسبی و موهبت بلکه *«وما بکم من نعمة فمن الله»*(2) که یعنی تمام نعم از ناحیه خدای سبحان است پس هر توفیقی که نصیب انسان شده است و با آن توفیق کار خیری پیدا کرد و با آن کار خیر پاداشی دریافت کرد همه از سمت خداست  اگر توفیقی نصیب انسان شد که کار خیری را انجام بدهد خود این توفیق نعمت است، خود این تشخیص، نعمت است اگر این توفیق نعمت است آنگاه می‌گوئیم هذه نعمة و کل نعمة فمن الله پس فهذه النعمة من الله. اگر نعمت الهی نصیب زید نمی‌شد زید توفیق انجام عبادت پیدا نمی‌کرد . پس توفیق زید مسبوق به نعمت الهی است که با عنایت الهی و توجه الهی زید موفق می‌شود که عبادت کند اگر عبادت کرد و در کنار این عبادت بهشت و امثال بهشت دریافت کرد این نعمت جدید هم *«هذه نعمة و ما بکم من نعمة فمن الله»* ﴿3﴾ پس این نعمت هم من ا‌‌لله است . قهرا توفیق زید برای انجام عبادت محفوف به دو نعمت است بایک نعمت زید توفیق عبادت پیدا کرد با یک نعمت دیگر زیدی که عبادت کرد به بهشت رسیده است امّا در این وسط برای زید چه می‌ماند . خدا می‎داند. که انسان اگر تحلیل کند می‌بیند هیچ استحقاقی در برابر نعم الهی ندارد.

پی نوشت :

1.سورهٔ نحل، آیهٔ 53.
2. سورهٔ نحل، آیهٔ 53.
3. سورهٔ نحل، آیهٔ 53